على بن حسين واعظ كاشفى

404

رشحات عين الحيات ( فارسي )

دنياى « 1 » تو قباب تو شود و در آن‌وقت كه حضرت سيد « 2 » اين سخن مىفرمودند مرا هيچ دنيائى نبود و در كمال ترك و تجريد بودم . حضرت ايشان در سن بيست و دو سالگى بوده‌اند كه خال ايشان خواجه ابراهيم عليه‌الرحمه ايشان را از تاشكند كه وطن مالوف ايشان است به نيت تحصيل علم ، بسمرقند آورده‌اند و ايشان را غلبه شغل باطنى از تحصيل علوم ظاهرى مانع شده ، بنا بر آن ميل صحبت و ملاقات عزيزان اين سلسله شريفه « 3 » قدس اللّه تعالى ارواحهم كرده‌اند و روى بطلب اين كار آورده ، چنانچه در فصل سيم ازين مقصد ايراد خواهد يافت و مدت دو سال در ماوراءالنّهر پيرامن اكابر اين خانواده مىگشته‌اند و در بيست و چهار سالگى « 4 » متوجه شهر هرات شده‌اند و پنج سال در هرات با مشايخ وقت صحبت داشته‌اند « 5 » و در بيست و نه سالگى به وطن مالوف بازگشته‌اند و آنجا بنياد « 6 » زراعت كرده با كسى شريك شده‌اند باتفاق وى يك زوج از « 7 » عوامل روان كرده و بعد از آن حضرت حق سبحانه در زراعت ايشان بركت بسيار ظاهر گردانيده ، پوشيده نماند كه مال و منال و ضياع و عقار و رمه و گله « 8 » و مواشى و اسباب و املاك حضرت ايشان از حد و اندازه افزون بود و از حيطه حساب و دائره شمار بيرون ، در كرت دوم كه راقم اين حروف بشرف آستانه‌بوسى حضرت ايشان مشرف شد ، از بعضى سر كارداران ايشان مىشنيد كه مزرعه‌هاى آن حضرت از هزار و سيصد درگذشته است و در آن اوقات مشاهده افتاد كه چندين مزرعه ديگر خريده شد و حضرت مخدومى مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى قدس اللّه سره السامى در كتاب يوسف و زليخا به اين معنى در اثناى منقبت حضرت ايشان اشارت كرده‌اند آنجا كه فرموده‌اند : « 9 »

--> ( 1 ) - بر : دنيايى ( 2 ) - بر : حضرت سيد قاسم اين ( 3 ) - مج : سلسله شريف ( 4 ) - مج : بيست و چارسالگى ( 5 ) - مج : داشته و بيست و نه سالگى ( 6 ) - مج : و آنجا زراعت كرده ( 7 ) - بر : يك زوج عوامل ( 8 ) - مى : و رمه و مواشى مج ، چپ : و عقار و گله و رمه و ( 9 ) - مج : فرموده‌اند شعر ، چپ : فرموده‌اند بيت .